بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
نقل است که بزرگی به مستی درگذشت(گذرش به مستی افتاد) ،دهانش آلوده بود... آب آورد و دهان آن مست بشست ، و می گفت :دهانی که ذکر حق بر آن دهان رفته باشد آلوده بگذاری بی حرمتی بود.
چون مرد بيدار شد او را گفتند :زاهد خراسان دهانت را بشست .
آن مرد گفت :من نيز توبه کردم .
پس از آن بزرگ به خواب ديد که او را گفتند :تو از برای ما دهنی شستی ،ما نبز دل تو را بشستيم .

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مردى بزرگی را گفت : خدا را نافرمانى كرده ام مرا خواهد پذيرفت ؟ و او گفت : اى واى بر تو! خدا روى برگرداندگان را به خويش مى خواند، چگونه روى آورندگان به خويش را نپذيرد؟

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حکیمی فرمود : روزى يى كه در جستجوى آنى ، همچون سايه ايست كه با تو مى آيد.. چون او را دنبال كنى از تو مى گريزد و چون از پيش او بگريزى ، به دنبال تو مى آيد..

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
نقل است بزرگی را که سی سال لب او را هیچ کس خندان ندیده بود مگر آن روز که پسرش وفات کرد. تبسّمی کرد. گفتند: این چه وقت تبسّم است؟ گفت: دانستم که خدای تعالی راضی است به مرگ پسر من...من به موافقتِ رضای او تبسّم کردم.

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت عيسى (ع ) را گذر بر سر قبرى افتاد، از خداوند درخواست كرد كه صاحب قبر را زنده فرمايد. همينكه زنده شد از او سؤ ال فرمود حال و وضع تو چگونه است ؟ عرض كرد من حمال و باربر بودم..روزى هيمه اى براى كسى ميبردم ؛ خلالى از آن جدا كردم تا دندان خود را با آن ، خلال كنم..از آن زمان كه مرده ام عذاب همان خلال را ميكشم...







