بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بزرگی اصحاب را گفت: سی سالست که استغفار می کنم از يک شکر گفتن .گفتند : چگونه ؟
گفت:بازار بغداد بسوخت . اما دکان من نسوخت. مرا خبر کردند .گفتم: الحمدلله... از شرم آنکه خود را به از برادر مسلمان خواستم و دنيا را حمد گفتم از آن استغفار می کنم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
صادق علیه السلام فرمود : هرکه مجاهده کند به نفس برای نفس به کرامات برسد و هرکه مجاهده کند با نفس برای خداوند برسد به خداوند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حکیمی را پرسیدند از سخاوت و شجاعت کدامیک بهتر است؟
گفت:آنکه را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بزرگی را گفتند: مرد در کدام وقت در دوستی حق به غايت رسد ؟
فرمود :چون منع و عطا هر دو بر او يکسان شوند،به غايت(نهایت) محبت رسيده است

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حسن بصری را گفتند :مردی بيست سال است تا به نماز جماعت نيامده است ، و با کسی اختلاط نکرده ، و در گوشه ای نشسته است .
حسن پيش او رفت و گفت :چرا به نماز جماعت نيايی و اختلاط نکنی .
گفت :مرا معذور دارد که مشغولم .
گفت :به چه مشغولی ؟ گفت : هيچ نفس از من برنمی آيد که نه نعمتیی از حق به من رسد و نه معصيتی از من بدو . به شکر آن نعمت و به عذر آن معصيت مشغولم .
حسن گفت :همچنين باشد که تو بهتر از منی .

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به(بهتر) نمیشد... مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عزوجل علی الدام گفتی.پرسیدندش که شکر چه میگویی؟ فرمود:شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی






